حاج ملا هادي السبزواري
382
شرح مثنوى
( ( 2916 ) ) كاى مسلمانان كه ديدست اشترى * جسته بيرون بامداد از آخُرى ن 338 3 - ك 124 2 بامداد : صبح ، اينجا طلوع نور وجود از افق عالم طبع است . ( ( 2918 ) ) باز مىجويى نشان از هر كسى * ريشخندت مىكند زين هر خسى ن 338 5 - ك 124 3 ريشخندت : يعنى آنان كه خبر از معارف ندارند بر طلاب معارف مىخندند . ( ( 2921 ) ) آن يكى گويد شتر يك چشم بود * و آن دگر گويد ز گر بىپشم بود ن 338 8 - ك 124 5 يك چشم بود : اشارت است به آن كه معرفت كامله آن است كه آدمى در معرفتش ذو العينين باشد ، نه اعور . مثل آن كه وحدت در كثرت و كثرت در وحدت و تنزيه در تشبيه و تشبيه در تنزيه و اختيار در جبر يعنى تسخير و قهر و جبر در اختيار ، و ظهور در بطون و بطون در ظهور الى غير ذلك . پس آنان كه به تنزيه صرف قايلند عين يُسرى شان كور است ، و آنان كه به تشبيه محض قايلند عين يمنى شان كور است . و بايد منزه باشى ، نه مثل ملايكه كه متعلَّم به اسماء تشبيهيّه نيستند و به تحديد نيفتى و مشبه باشى ، و به تجسيم نيفتى ، مانند قواى جزئيّه ، يعنى وجود عالم صورت را آغاز و انجامش را صاير و راجع به حق دانى چون عالم معنى كه * ( وَهُوَ اَلَّذِي فِي اَلسَّماءِ إِله وَفِي اَلأَرْضِ إِله 43 : 84 ( 1 ) ، نه نقايص و قصورات را كه عدمياتند . پس بر خلاف آنان باشى كه خدا فرموده : * ( وَمِنَ اَلنَّاسِ مَنْ يَعْبُدُ الله عَلى حَرْفٍ 22 : 11 ( 2 ) ، اَى طَرفٍ . و قال الشيخ محيى الدين العربى : فَاِن قُلتَ بِالتَّشبيه كُنتَ مقَيِّداً وَ اِن قُلتَ بِالتَّنزيه كُنتَ مُحَدِّدًا وَ إن قُلتَ بِالأمرَينِ كُنتَ مُسدَّداً وَ كُنتَ إماماً فىِ المَعارِفِ سَيِّداً ( ( 2924 ) ) فلسفى از نوع ديگر كرده شرح * باحثى مر گفت او را كرده جرح ن 338 12 - ك 124 8 فلسفى : فرو رفته در تنزيه . باحثى : مجسّمه به قرينهء مقابله . يا مطلق متكلم مجادل . ( ( 2925 ) ) و آن دگر در هر دو طعنه مىزند * و آن دگر از رزق جانى مىكند ن 338 13 - ك 124 8 و آن دگر : بعض عرفاء غير محققين است . و اما عارف محقق داند كه همه راه به حق دارند و اگر قصورى باشد در تحديد است ، و در تفييق حق محيط است . و جرح و قدحهاشان يكديگر را از جهت قصور و تحديد و گرم كردن هنگامه است . * ( كُلُّ حِزْبٍ بِما لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ 23 : 53 ( 3 ) .
--> ( 1 ) قرآن كريم ، سورهء زخرف ، آيهء 84 . . ( 2 ) قرآن كريم ، سورهء حج ، آيهء 11 . . ( 3 ) قرآن كريم ، سورهء روم ، آيهء 32 . .